امروز فردای روز عروسی مهسا ، عروسی هم تموم شد ااااای بد نبود . بخوام نظر بدم خانواده داماد 20 خود داماد زیاد خوش قیافه نبود ولی زیادم بد نبود . تالار نسبتا خوب بود جایگاهش خوب بود ولی دیجی تالار و صندلیاش و مدل تالار تعریفی نداشت . لباس عروس 20 ولی آرایش و موهاش و ریسه موهاش افتضاح . شام عالی بود ولی مدل کیکش تعریفی نداشت ‌. بخوام با مال خودم مقایسه کنم اگه من امتیازم 25 باشه به اون نمره 20 میدم ‌. از سی
حالا بگذریم خدا همه جوونارو خوشبخت کنه . من و توحید هم بین اونها
الان بیشتر از دوماهه ینی 64 روزه که پریود نشدم امروز دوتا آمپول پروژسترون باهم تزریق کردم اگه تا فردا نشدم باید دوتای دیگه هم تزریق کنم و منتظر باشم تا دو هفته . اولین درگیری ذهنم درحال حاضر فقط همینه و عفونتی که واژنم درگیرش شده . امروز با اینکه خونه بودم ولی نتونستم به کاری برسم . میخواستم برم چشم پزشکی ، دندونپزشکی ، دکتر زنان ، دکتر چکاپ ، تراپی
اما هم بخاطر بیمه تکمیلی ، هم بخاطر حوصله ای که نداشتم آنچنانی ترجیح دادم به روز دیگه ای موکول کنم .
امروز پرستاری که بهم آمپول زد گف بخاطر چربی شکم و پهلو ممکنه pco باشم و پریود نشدنمم علتش همینه . از فردا میخوام رژیم رو شرو‌کنم . میدونی توی اینستا یه مطلبی خوندم کسایی که میرن برای عمل معده بخاطر عملشون نیست که وزن کم میکنن بخاطر رژیم سختیه که بخاطر عملشون مجبورن بگیرن وزن کم میکنن و من میخوام بدون هیچ عملی این رژیم سخته رو خودم بگیرم و سلامتیم رو به دست بیارم . فک کنم آمپولا اثر کرده چون زیر شکمم شدیدا تیر میکشه . الان میخوام با توحید برم گچکاری خونه رو انجام بدیم همین الان تا جایی که بتونم برنامه فردا رو مینویسم و بعد تیکشون میزنم . ساعت ده باید قرصامو بخورم باید همراهم ببرم و یادم باشه خونه توحید اینا بخورم

نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 19:2 توسط : شیشه | دسته :
  • []